حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
86
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
فرستادگان قريش در دربار نجاشى وقتى فرستادگان قريش بحضور نجاشى بار يافتند هدايائى را كه همراه برده بودند تقديم كردند و به دو گفتند : " اى پادشاه چند جوان سفيه از ما بكشور تو آمدهاند آنها از دين ما دست كشيدهاند و به دين تو درنيامدهاند ، دين تازهاى ساختهاند كه نه ما از آن خبر داريم نه تو ، اكنون بزرگان قوم و خويشاوندانشان ما را فرستادهاند كه آنها را پس ببريم زيرا آنها در اين كار داناتر و بيناترند " درباريان نجاشى از فرستادگان قريش حمايت كردند و گفتند : " خويشاوندان و كسان مسلمانان به كار آنها داناترند ، مسلمانان را به اين دو كس تسليم كن تا آنها را به ديار خويش و پيش كسانشان بازبرند . " نجاشى مردى دقيق و دور انديش بود و رضا نداد كه مسلمانان را بىپرسش و تحقيق بفرستادگان قريش تسليم كند كس بطلب آنها فرستاد و از حقيقت دينشان پرسيد ، جعفر بن ابى طالب كه در ميان مهاجران بود وضع زندگى عربها را پيش از اسلام و بعد از اسلام شرح داد و توضيح داد كه محمد كسان را به ترك بتپرستى و عبادت خدا و اكتساب فضايل دعوت مىكند . نجاشى گفت : آيا چيزى از آنچه پيغمبر از جانب خدا آورده همراه دارى ؟ جعفر گفت : آرى . نجاشى گفت : براى من بخوان جعفر قسمتى از سورهء مريم را درباره مسيح براى نجاشى خواند نجاشى سخت بگريست و درباريانش اشك فرو ريختند پس از آن نجاشى گفت : به خدا اينسخنان با سخنانى كه عيسى آورده از يك جا سرچشمه ميگيرد . سپس بفرستادگان قريش گفت : برويد به خدا آنها را به شما تسليم نخواهم كرد .